۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

پشه‌هايي كه گوشها را... و لنگيا.

پشه كرمو است يعني توي ذاتش كرم مي‌لولد. و گر نه كه دليل نداشت وقتي ما خوابيم به جاي مكيدن خون ما، مدام پاي گوشمان رژه برود. پشه‌هاي ماده البته .
فكر مي كنم چشمهايش هم مادون قرمز دارد. هر چند مادون قرمز هم حكايت عجيبي است آخه مگه پايين تر از قرمز هم رنگي هست؟ اين لنگيايٍ سوراخ...بي خيال برگرديم سر پشه كه گوشها را... .
ولي صدايش كه مادون نيست. چونكه كانه هليكوپتر مي ماند اندر مغز ما. پشه‌هاي ماده البته.
پشه‌ها مي فهمند كه كي ما خوابيم تا حمله كنند يا كي چشمامون به دلاليلٍ بسيار زيادٍ مجاز و غير مجار هر چيز را 4تا مي بيند. و گرنه كه ما پشه ها را...، آره. پشه‌هاي ماده البته.
نكته جالب اينكه كه غريزه جنسي پشه‌هااصلاً شبيه ما نيست چون خلاف نظر ما، پشه ها گوشها را... .پشه‌هاي ماده شايد.

۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

روشنفکر منقبض شده یا برعکس

با این آدمایی که من می شناسم نباید دوست شی
چون من طرفو می شناسم دلیل نمی شه که آدم خوبی باشه
چون من با طرف خوبم،می گم،می خندم، بازم دلیل نمی شه تو بخوای باهاش دوست بشی.
حتی باهاش خوب باشی
برو با کسی دوست شو که من نشناسمش،ندیده باشمش،اصلاً قرار نباشه ببینمش

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

نتیجه منطقی از یک آشنایی تازه

ملاقات دلپذیری بود
طرف خیلی خونسرد، کم حرف و با سواد بود. کاملاً مشخص بود آدم با استعدادیه، مثل خود من.

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

نفر-دلیل

در یک تصمیم غیر منتظره در صدد بر اومدم تا رابطه ام رو با خودم مستحکمتر کنم، به جای اینکه با ده نفر دیگه
البته حالا که که یه خط نوشتم می بینم زیاد هم غیر منتظره نبوده به اندازه ده نفر-دلیل انگیزه دارم برای این کار

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

سکانس آخر-آخرالزمان

شیطان خود را به درگاه خدا می رساند. ازدحام  بسیار زیادی است. با زحمت فرشته ای نزدیک به خدا را پیدا می کند.
شیطان: پیغامی دارم...
سرش را کنار گوش فرشته می برد
شیطان: به اطلاع برسانید که شما آدم پیدا کنید، من سجده می کنم.

۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

کندوی بار چندم

نمی دونم باره چندمه اما بازم می خوام کندو رو ببینم.
این تنها راهیه که می تونم باهاش برگردم به اون دوران.به اون فضا، پیش اون آدما
شاکی هستی؟ بگرد یه راه دیگه پیدا کن،راه حل ارائه بده،انتقاد کورکورانه نکن.بی انصاف نباش.
از جام تکون نمی خورم.تظاهرات نمیام.رای هم نمی دم.
غر غر نکن.از جلو تلویزیون برو کنار، چراغارو هم خاموش کن...قهر نکن باز...نرو
«آق حسینی نوکرتم، خیلی آقایی، ژتونام تموم شده»

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

سیستم ویروسی شده

«سیستم من» مورد تهاجم گونه ای ویروس قرار گرفته و از روی ترس یا هر احساس خائنانه دیگر تمام پرونده های فوق سری اعلام شده(hidden) را جوری پنهان نموده انگار که از ابتدا وجود نداشتند.
در پرونده های فوق الذکر یک سری عکس بوده از خودم، خودم و خودم فقط. به خدا.
آن هم با محتوای کاملاً اخلاق مدارانه و دور از فتنه انگیزی که بر اساس یک خود مهم پنداری سطحی و لحظه ای فوق سری اعلام شده بودند.
متاسفانه این تهاجم بیگانه به قدری در «سیستم من» رسوخ کرده که عکسهای من و پرونده های امنیت ملی فرقی براش نمی کنند.
شخص دانایی به من توصیه کرد که در اینگونه موارد حافظه سیستم راformat باید کرد.